تعدد عقیدههای حریف امروز فیزیک نظری لبریز میباشد از کاراییهای متعدد: عقیده ریسمان، گرانش کوانتومی رینگای، ایدهی فضازمان پدیدار شونده یا این که حتی اصلاحات بر عقیدهی گرانش کلاسیک. تمامی در جستوجوی جواب به سوالهای شبیهاند، ولی هیچکدام هنوز تأیید تجربی قاطعی ندارند. سود این میباشد که به مکان همگرایی، با صحنهای دور از هم و تکهتکه روبهرو معلم خصوصی فیزیک در تبریز هستیم.
دست اندرکاران اجتماعی و پژوهشی
دانش امروز پروژهای جمعی و پرهزینه میباشد. استینافهای والا مستلزم گروههای بزرگ و داراییهای هنگفت اند. همین ساختار منجر میگردد نظام تأمین مالی و داوری علمی، مطالعههای «ایمن» و تدریجی را ترجیح دهد. از این رو، عقیدههای انقلابی و پرخطر که میتوانند مسیر دانش را تغییر تحول دهند، اکثر اوقات با رنج بیشتری شیوه خویش را گشوده مینمایند.
تاریخ پراز زمانهای سکون میباشد
در شرایطی که به قبل بنگریم، می بینیم این خاموشها بیسوابق نیستند. دربین نشر شغل های نیوتن در ۱۶۸۷ و انقلاب الکترومغناطیس ماکسول در نصفهی قرن نوزدهم، در حدود دو قرن سپری شد. پس شاید سکون ۵۰ یا این که ۶۰ سالهی اخیر، فقط زمانای از انتظار باشد؛ وقتی برای مهیاسازی جهشی جدید.
آیا فیزیک حقیقتاً متوقف گردیدهاست؟
حقیقت این میباشد که فیزیک متوقف نشده، بلکه در مرزهای علم پیش میرود. همین امروز هم شاهد دستاوردهای شگرفی در کیهانشناسی، فیزیک ذرات بنیادی، کشف امواج گرانشی، و فناوریهای کوانتومی هستیم. البته وصال به یک عقیدهی پایانی که مکانیک کوانتومی، گرانش و کیهانشناسی را یک دست نماید، همچنان دیدهانتظار یک کشف بنیادین میباشد.
انقلاب آجل شاید مستلزم ریاضی ها نوین باشد، یا این که تستهایی نو و ابزارهایی که هنوز ساخته نشدهاند؛ یا این که شاید بایستی نگاهمان به خویش مفاهیم بنیادین دور و بر، فرصت و انرژی دگرگون گردد. فیزیک خموشی نشده میباشد؛ فقط در شروعی تحولی دیگر ایستاده میباشد.
تعدد عقیدههای حریف امروز فیزیک نظری لبریز میباشد از کاراییهای متعدد: عقیده ریسمان، گرانش کوانتومی رینگای، ایدهی فضازمان پدیدار شونده یا این که حتی اصلاحات بر عقیدهی گرانش کلاسیک. تمامی در جستوجوی جواب به سوالهای شبیهاند، ولی هیچکدام هنوز تأیید تجربی قاطعی ندارند. سود این میباشد که به مکان همگرایی، با صحنهای دور از هم و تکهتکه روبهرو معلم خصوصی فیزیک در تبریز هستیم.
دست اندرکاران اجتماعی و پژوهشی
دانش امروز پروژهای جمعی و پرهزینه میباشد. استینافهای والا مستلزم گروههای بزرگ و داراییهای هنگفت اند. همین ساختار منجر میگردد نظام تأمین مالی و داوری علمی، مطالعههای «ایمن» و تدریجی را ترجیح دهد. از این رو، عقیدههای انقلابی و پرخطر که میتوانند مسیر دانش را تغییر تحول دهند، اکثر اوقات با رنج بیشتری شیوه خویش را گشوده مینمایند.
تاریخ پراز زمانهای سکون میباشد
در شرایطی که به قبل بنگریم، می بینیم این خاموشها بیسوابق نیستند. دربین نشر شغل های نیوتن در ۱۶۸۷ و انقلاب الکترومغناطیس ماکسول در نصفهی قرن نوزدهم، در حدود دو قرن سپری شد. پس شاید سکون ۵۰ یا این که ۶۰ سالهی اخیر، فقط زمانای از انتظار باشد؛ وقتی برای مهیاسازی جهشی جدید.
آیا فیزیک حقیقتاً متوقف گردیدهاست؟
حقیقت این میباشد که فیزیک متوقف نشده، بلکه در مرزهای علم پیش میرود. همین امروز هم شاهد دستاوردهای شگرفی در کیهانشناسی، فیزیک ذرات بنیادی، کشف امواج گرانشی، و فناوریهای کوانتومی هستیم. البته وصال به یک عقیدهی پایانی که مکانیک کوانتومی، گرانش و کیهانشناسی را یک دست نماید، همچنان دیدهانتظار یک کشف بنیادین میباشد.
انقلاب آجل شاید مستلزم ریاضی ها نوین باشد، یا این که تستهایی نو و ابزارهایی که هنوز ساخته نشدهاند؛ یا این که شاید بایستی نگاهمان به خویش مفاهیم بنیادین دور و بر، فرصت و انرژی دگرگون گردد. فیزیک خموشی نشده میباشد؛ فقط در شروعی تحولی دیگر ایستاده میباشد.

از شکلی به صورت دیگر تبدیل میگردد